الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

49

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

و از ام عماره روايت كرده است : بنى مازن بن نجّار در خيبر دو اسب را ذبح كردند و قبل از اينكه قلعهء صعب بن معاذ فتح شود از همين غذا استفاده مىكرديم . ( 1 ) و با سند خود از جابر بن عبد اللّه انصارى « 1 » روايت كرده است : عده‌اى از مسلمانان قبل از آنكه قلعهء صعب بن معاذ را فتح كنند ، يكى از اسب‌هاى خود را ذبح كرده بودند و آن را مصرف مىكردند . همچنين از او روايت كرده است : همراه حباب بن منذر بن جموح كه پرچم را در دست داشت ؛ به سوى قلعهء صعب بن معاذ حركت كرديم . . . دو روز در آنجا مانديم و به شدت با يهوديان جنگيديم . در روز سوم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پاى قلعه آمد . در اين هنگام يكى از يهوديان كه قد بلندى داشت از قلعه خارج شد . در حالى كه عده‌اى وى را همراهى مىكردند . آنها مدتى به سوى ما به شدت تيراندازى كردند و تيرهايشان مثل باران بر سر ما مىباريد به طورى كه گمان كرديم دست از ما برنمىدارند . ما خود را سپر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله قرار داده بوديم . سپس به صورت دسته جمعى بر ما حمله‌ور شدند . مسلمانان آن قدر عقب‌نشينى كردند تا به جايگاه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيدند كه از اسب خود پياده شده و ايستاده بود و آزاد آزادكرده‌اش ، مدعم افسار اسب را در دست داشت ؛ اما حباب همچنان پرچم را در دست داشت و در جاى خويش ثابت قدم مانده بود و به سوى آنها تيراندازى مىكرد . ( 2 ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با ديدن اين وضع ، مسلمانان را مورد خطاب قرار داده و آنها را به جهاد ترغيب و تشويق كرد . و به آنها فرمود كه خداوند وعدهء فتح خيبر را به وى داده است ! مردم با شنيدن سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگشتند و دور پرچم جمع شدند و حباب پيشروى را آغاز كرد و كم‌كم به يهوديان نزديك شد . آنها شروع به عقب‌نشينى كردند تا اينكه طاقت نياوردند و به سرعت فرار كردند و داخل قلعه رفته و در را بستند . آنگاه بالاى ديوارهاى قلعه رفتند و پرتاب سنگ را شروع كردند . آن قدر سنگ پرتاب كردند تا ما را از اطراف قلعه دور كردند و ما به جايگاه اول خود بازگشتيم . ( 3 ) سپس يهوديانى كه دست از جان شسته بودند از قلعه خارج شدند و ما هم به مقابله با آنها پرداختيم و جنگ شديدى جلوى در قلعه آغاز شد . در آنجا عده‌اى از آنها را كشتيم . هر فردى كه كشته مىشد ، به

--> - جارود است كه مىگويد : از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه فرمود : مسلمانان در خيبر به گرسنگى گرفتار شده بودند و از اين رو چهارپايان خود را براى خوردن كشتند ، اما رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه ديگ‌ها را واژگون كنند و نفرمود كه حرام است و اين كار براى حفظ و بقاى نسل چهارپايان بوده است ، ج 24 ، ص 118 . و از ابو بصير روايت شده است كه از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه مىفرمايد : مردم در جنگ خيبر به خوردن گوشت چهارپايان ( الاغ‌ها ) روى آورده بودند ، اما رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد ديگ‌ها را واژگون كنند و آنها را نهى نمود ؛ امّا تحريم نكرد ، ج 16 ، ص 174 . ( 1 ) . ابن اسحاق هم در سيره ، ج 3 ، ص 345 با سند خود از جابر نقل مىكند و مىگويد - و جابر در خيبر حضور نداشته است - هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مردم را از خوردن گوشت الاغ نهى كرد به آنها اجازه داد كه گوشت اسب را بخورند . و واقدى در خبر بعدى تصريح بر حضور وى مىكند ، گرچه در صفحه 684 مىگويد : نبوده است !